موسیقی
موسيقي و تأثيرات روحي
ايرج اميرنظامي
صدا، موسيقي
اگر تعريف صدا به اهتزاز درآوردن شيئ به طريق نواختن، زخمه زدن، دميدن و يا اجراي الكتريكي ابزار موسيقي باشد، داراي ويژگيهاي زير خواهد بود.
1ـ هر صوت صداي زير يا بمي خواهد بود كه از ميزان ارتعاش در ثانيه يا فركانس يا بسامد تشكيل و صداي مسموع، زير يا بم شنيده ميشود.
2ـ ميزان نيروي وارده براي اجرا، شدت صدا را باعث ميشود كه در سازهاي الكتريكي با ولوم صورت ميپذيرد.
3ـ مدت اجراي هر صدا برحسب ثانيه محاسبه و زمان اجراي صوت تلقي ميگردد و ما صداي كشيده، مقطع، مديد و كوتاه را بهخوبي تشخيص ميدهيم .
4ـ اگر چند ساز يك نت خاص را اجرا كنند، صداي هر ساز ويژگي و طنين مخصوصي دارد. حتي يك ساز در شرايط مختلف ممكن است طنينهاي گوناگوني داشته باشد، شما اگر سرما خورده باشيد طنين صدايتان عوض خواهد شد، گرچه شما حتي تكيه كلام را كه هميشه تكرار ميكنيد با صداي متفاوتي اجرا خواهيد كرد.
صداي هنجار
صدايي است كه فركانس مرتب و استوار بر قواعد فيزيك و رياضي داشته باشد؛ مانند صداي بوق، زنگ، ابزار موسيقي و يا صداي خوش انسان و يا پرندگان. صدا در طبيعت بهصورت خوشايند و ناخوشايند موجود است.
صداي تندر، طوفان، صاعقه، سيل، زلزله و غرش درندگان براي انسان ترسناك و خوف انگيز است.
صداي جويبار، آبشار، وزش باد در شاخسار درختان، نسيم و آواز پرندگان، صداي دلنشين آواز و حتي صداي چرخهاي فرسودهي يك كالسكه، آرامش بخش و طرب انگيز است. تأثير صداي موسيقي با توجه به فرم گام و فواصل مورد استفاده، نوع تناليته صوتي و فرم ريتم و سرعت (تمپو) قطعه بي ترديد تأثيرات زير را بر روي انسان دارد:
الف: پس از آنكه صدا از طريق اعصاب شنوايي به مغز منتقل ميشود، نسبت به اثرات فيزيكي صوت بر ساير اندامهاي بدن تأثيرات مثبت و منفي به جاي ميگذارد. يك موسيقي ترسناك موجب اختلال در تنفس و به هم خوردن ضربان قلب شنونده ميشود، در حاليكه يك موسيقي آرامش بخش نفس مرتب و ضربان قلب آرامي را در پي دارد. همچنين موسيقي درام و شاد، دو تأثير متفاوت بر انسان خواهد گذاشت.1
مقدمهاي بر موسيقي درماني
تاريخ مملو از نظرات و استنباطهاي متفكران پيرامون تأثيرات درماني موسيقي است؛ برخي از نظرات حاوي حقايقي است كه در زمان خود قابل بررسي و تحقيق بوده و به تدريج با پيشرفت دانش، صحت و سقم آن مورد ارزيابي قرار گرفته است.
به عنوان مثال افلاطون فيلسوف بزرگ يوناني در دو هزار و چهارصد سال پيش ابراز ميدارد كه:
«موسيقي براي ادامهي حيات بشر ضروري است و قوهي تدقيق، هوش، حس مشاهده، استنباط و عواطف روحي بشر را ميافزايد. شما ثقيل ترين روح را در اختيار من بگذاريد، من قادرم به نيروي موسيقي ثقل و كدورت عارضي را از روان او زدوده، مردي هوشمند و سلحشور به شما تحويل دهم»2
اين گونه نظرات گرچه كلي بوده اما در بعضي موارد به اثبات رسيده است، به طوري كه در حال حاضر موزيك تراپيستها (Musictherapist) با انجام تحقيقات و كاربرد تكنيكهاي موسيقي درماني نتايج ارزنده و پيشرفتهاي چشمگيري در زمينههاي مختلف پزشكي و توانبخشي بهدست آوردهاند. پيشرفت دانش موسيقي درماني در چند دههي اخير موجب شده است تا دانشكدهها، انجمنها و مؤسسات مختلفي تأسيس و به صورت ارگانهاي منظم و حرفهاي مشغول به فعاليت و آموزش شوند.
تعريف موسيقي درماني
موسيقي درماني را ميتوان چنين تعريف كرد : «استفادهي تجويز شده (prescribed) و سازمان يافته (structured) از موسيقي يا فعاليتهاي آن براي تغيير حالات ناسازگار (maladaptive) زيرنظر پرسنل آموزش ديده (موزيك تراپيست) براي كمك به مراجعين در رسيدن به اهداف درماني است».
موسيقي وسيله و ابزار اوليهي موزيك تراپيستها است كه آنها را از ديگر درمان گران جدا ميسازد . آنها براي ارتباط با درمانجو به جاي كلمات از موسيقي و فعاليتهاي موزيكي استفاده ميكنند. پس از برقراري رابطه ، درمانگر سعي ميكند كه ارتباط را محكم سازد و ضمن آشنا كردن و مواجه ساختن درمانجو با تجربيات موزيكي ، سطح كاركرد او را بهبود بخشد .
فعاليتهاي موزيكي ممكن است شامل آواز خواندن(singing)، نواختن ساز(playingmasical instruments) گوش دادن به موسيقي (listening to music)، تصنيف و ساختن آهنگ(compsingor creating music)، حركت با موسيقي(moving to music)، بحث دربارهي اشعار يا خصوصيات آوازها و يا تركيب سازها باشد (discussing lyrics). موزيك تراپيست از موسيقي براي پيشرفت در جهت بهبود كاركرد جسمي، رواني و واكنشهاي عاطفي، اجتماعي و كمك به رشد تواناييهاي حركتي، تحصيلي، ارتباطي، روحيه اجتماعي و عاطفي استفاده ميكند.3
موسيقي و نياز بشري
طبيعت آدمي گرايش باطني به ريتم و هارموني دارد و از نظم و هماهنگي آن لذت ميبرد. از آنجايي كه اساس هستي و خلقت بر وحدت و هماهنگي استوار است، انسان نيز جزيي از وحدت و نظام گسترده و يكپارچهي اين هستي است و ميل به اتصال و ارتباط با پديدهها و نيروي لايزال هستي دارد.
بشر همواره از موسيقي براي ابراز و بيان افكار و احساسات خود استفاده كرده است.
ريتم نخستين ركن موسيقي، قبل از تكلم، وسيله آرامش و نيايش او بوده است. بشر اوليه از طريق آواها و حركات موزون و مراسم و پايكوبيها بر ترسها، غمها، شاديها و آمال و آلام خويش آرامش ميبخشيد و احساسات خود را جاري ميساخت. موسيقي از نخستين ابزارهاي سازگاري بشر به حساب ميآيد. اولين شفاها با ريتم طبلها، زنگها و رقصها توأم بوده و اولين تمناها و نيايشها با تكرار موزون اوراد هماهنگ ميشده است . بهمين خاطر فرهنگ و مذاهب و مراسم قبايل ابتدايي و آداب و آيينهاي اولين تمدنهاي بزرگ بشري را با موسيقي توام ميبينيم.
مصريان و عبريان در آيينهاي مذهبي خود از موسيقي در درمان بيماران استفاده ميكردند و چينيها و هندوها از آن در اعتدال روحي و جسمي و تعالي عواطف و لطافت صفات بهره ميگرفتند. روميان از موسيقي در درمان و پيشگيري بيماريها و ايرانيان از مقامهاي موسيقي با توجه به شرايط سماوي و تأثيرات روحي استفاده ميكردند.
موسيقي هميشه در زندگي بشر نقش آرامش بخشي، سبك ساز، نشاط و سرزندگ، حزن همدردي و بيقراري و شيدايي داشته است. اين موضوع در تاريخ و تمدن بسياري از ملل به چشم مي خورد، از جمله كشور متمدن و كهنسال ايران.
شواهد حاكي است كه كشور ايران در زمينهي هنر و موسيقي تا مدتهاي مديدي از جمله پيشتازان دوران بوده است . اين سابقهي ديرينه و درخشان موجب اميدواري و احساس ارزش و اعتماد به نفس است و اطمينان ميبخشد كه ايراني سرشت مستعد و ذوق هنري دارد و قادر است در شرايط خوب اجتماعي و رواني، استعداد خود را جلوهگر سازد.
پي نوشت:
1ـ مؤلف
2ـ شانزده مقاله موسيقي، مشيريـچنگيز 1337، انتشارات نيل
3ـ مقدمهاي بر موسيقي درماني: ترجمه علي زاد، محمدي